Wednesday, June 13, 2007

کانديداي شعر برگزيده سال 2005















اين شعر کانديداي شعر برگزيده سال 2005 توسط يک بچه آفريقايي نوشته شده و استدلال شگفت انگيزي داره



"When I born, I Black, when I grow up, I Black,
When I go in Sun, I Black, when I scared, I Black,
When I sick, I Black, and when I die, I still black...
And you White fellow,
When you born, you pink, when you grow up, you White,
When you go in Sun, you Red, When you cold, you blue,
When you scared, you yellow, when you sick, you Green,
And when you die, you Gray...
And you call me colored? ......."

وقتي به دنيا ميام، سياهم، وقتي بزرگ ميشم، سياهم،
وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم، وقتي مي ترسم، سياهم،
وقتي مريض ميشم، سياهم، وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم
...
و تو، آدم سفيد،
وقتي به دنيا مياي، صورتي اي، وقتي بزرگ ميشي، سفيدي،
وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي، وقتي سردت ميشه،
آبي اي،
وقتي مي ترسي، زردي، وقتي مريض ميشي، سبزي،
و وقتي مي ميري، خاکستري اي
...
و تو به من ميگي رنگين پوست؟؟؟ .........

Sunday, April 22, 2007

آیت الله مکارم و حجاب




















: حجاب دانشجویان امریکایی از دانشجویان دانشگاه های ایران بهتر است !

آیت‌الله‌العظی مکارم شیرازی
در ادامه به مسئله بدحجابی در کشور اشاره نموده و تصریح کرد: امروزه مسئله بدحجابی به یک معضل تبدیل شده است، یکی از اساتید ایرانی دانشگاه‌های امریکا می‌گفت: از نظر حجاب خیابان‌های امریکا مثل خیابان‌های ایران نیست و دانشجویان دانشگاه‌های امریکا نیز مثل دانشگاه‌های ایران بدحجاب نیستند.



من فکر میکنم اینها در جایی از تاریخ چنان فریز شده اند که تصور تفکری دیگر و درست تر برایشان متصور نیست. دنیای گند و گه گرفته ایران را ول کرده اند یک راست اومدند سر چیزی که دغدغه فکری دنیای امروز که نیست هیچ مسخره هم به نظر میرسد.
دیشب توی چت روم پال تاک یکی از این ملا زده ها میگفت به دلیل عدم رعایت قوق بشر در امریکا باید در فکر تغیر حکومت امریکا
باشیم. چقدر که این ادم دلسوز بود. از بس جدی میگفت قاه قاه خنده نوشتم و در یک چشم به هم زدن هم بانس شدم

دستم و ول کن که در این مرحله
آمدن با تو بسی مشکله

زلف کمندی ست رسیدن به او
تو بزنی مُهر که این باطله

دستم و ول کن که دل عاشقم
عاشق راهی به سر منزله

من هوسم غوطه به دریای وی
تو نظرت ظاهر آب و گله

دستم و ول کن ورهایم بکن
بین من و توست خدا فاصله

قافله لنگ است و تو هم بی گمان
بار شدی بر سر این قافله

مهرداد

اصل لینک

Sunday, April 8, 2007

منهم اخراجی ها را دیدم




هیچکس انقدرثروتمند نیست که بتواند گذشته اش را باز خرید کند. اسکار وایلد

آقای ده نمکی عزیز

سلام

من از امدن شما به عرصه هنر به خصوص سینما خوشحال شدم.من اصو لن از امدن هر کس که زبان چماق و چاقویش را با زبان هنر و سینما عوض میکند بی نهایت خوشحال میشوم ، همانطور که از امدن مخملباف خوشحال شدم (نون و گلدون). هر چند که طاقت نیاورد که در شرایط ناهنجار بماند و بسازد.مثل بیضایی. شاید بزرگی بیضایی یا بیضه های او را نداشت.

قبل از هر چیز میخواهم چند جوک برایتان بگویم که سالها پیش شنیدم و خیلی هم خندیدم، میدانم که دوست دارید

1- یر روز یه آقایی میره جایی که استخدام بشه . در قسمت گزینش ازش می پرسند که وقتی میری توالت اول با کدوم پا میری، یارو میگه شما منو استخدام کنید من با کله میرم تو توالت

2- یه ترکه میره جبهه بهش شربت تعارف میکنند، میگه نه من شنیدم هر که اینجا شربت بخوره شهید میشه، پس به من چایی بدید

3-یه آقایی میبرند اعدام کنند میگند اخرین ارزوت چیه، میگه یه نخ سیگار. سیگار که بهش میدن میگه نه یادم نبود تو ترکم

4- به ترکه میگن تقبل الله اعمالکم یعنی چی ، میگه والله نمیدونم فکر میکنم چیزی تو مایه های دمت گرم است

من هم فیلم اخراجی ها را دیدم، با نگاه مثبت هم دیدم بدون هیچ پیش داوری و اماده بودم که به هیئت داوران نامرد هم چند بد و بیراه در پایان فیلم بدهم که چرا حقت را خورده اند. منتظر صحنه های کوبنده در فیلم بودم که بخندم و گریه کنم، میخکوب شوم و گذر زمان را حس نکنم و... اخر شما داشتید با شریفی نیا کار میکردید و هنرپیشه هایی که هر کدومشون وزنه هایی در هنر سینما هستند برگ چغندر که نبودند. بعد از پایان فیلم یک سوال برایم پیش امد آیا هنوز واقعن فکر میکنید جایزه حقتان بود؟

به چه چیز این فیلم باید جایزه داده میشد؟خط سیر منسجم داستانی؟ بازی درخشان بازیگر اول فیلم ؟ دیالوگ های درخشان فیلم؟شخصیت پردازی انچنانی؟ فیلمبرداری؟ چه چیزفیلم؟به من بگو در کدوم صحنه فیلم ادمها ازسطح به عمق میروند/با کدوم شخصیت فیلم مشه همذات پنداری کرد و اون را باور کرد؟اصلن در این فیلم لایه هم وجود دارد؟ مگر چقدر منتقد حسود در این مملکت داریم که یک نفرشان معتقد به جایزه به این فیلم نبوده و اگر هم بوده بگویید تا من هم بدانم.

ببینم مگر امکان دارد یک گنده لات محله زندانی شود و تمام محله و 50 تا محله دور و برش نفهمند اونهم تو ایران؟و بعد هم بیاید بگوید من مکه بودم؟حاجی شیرازی با اون لهجه زورکی میدونسته که این بازی هست ولی دخترش نمی دونسته؟ ووووو..... با چند من سریشم باورش کنیم؟ اگر هم واقعی ست باید نشانمان میدادی خط سیر این حقه بازی ابکی را.

در کجای این مملکت و جبهه اش معتاد با خودش تریاک می برد و به عالم و ادم تعارف میکند.

شاید بگویی فیلم کمدی است ولی این با تعریفی که از فیلمت به دست میدهی سازگاری ندارد

در کجای دنیا سرهنگ بدون پا میرود جبهه و از او مانند یک بسیجی در حال اموزش استفاده میشود؟ اگر که این راست باشد که از بیشعوری ماست و اگر هم دروغ که این به چه درد فیلمت میخورد؟ نکنه میخواستی با اون صحنه ابکی هل دادن لحظه شوک و تغییر و تحول بسازی؟

راستی این بچه در خارج بزرگ شده چی شد؟ ادمی که خارج بزرگ شده اینجوری حرف میزنه؟ بی لهجه؟ اصلن به چه درد فیلم میخورد بااون صحنه مسخره مشایعت پدر مادرش؟ شعار دون پر کن بود؟

هوارد هاکس میگه اگه کارگردان یه گلدون را تو یک صحنه نشون بده که هیچ ربطی به فیلم نداشته باشه باید اون گلدون را تو سرش خراب کرد. راستی چند تا گلدون را باید رو سرت شکوند؟

مسعود ده نمکی عزیز صحنه های فیلمت ابکی است. واز تمام صحنه هایش میشود ایراد گرفت

سالها پیش که سالهای اول انقلاب بود و من بچه دبیرستانی و گاهی شعر هم میگفتم. یک روز توی خیابان صحنه ای دیدم که احساساتی شدم و شعر نو بلندی را در دفاع از قربانی گفتم. در خیابان 2 برادر ارزشی زن ظاهرن بد کاره ای را گیر اورده بودند و با مشت و لگد میزدند و زن که از درد به خود میپید گریه می کرد و میگفت بچه هایم گرسنه اند و مجبورم . من شعرم را هر جا که میرسیدم میخواندم و خیال میکردم شاهکار کرده ام اما بعد ها که که دوباره نگاه کردم دیدم نه، پخی هم نبوده شعر من. احساساتی شده بودم همین.

ده نمکی عزیز، سالها بعد که در این عالم سینما پیراهن ها جر دادی و کفش ها پاره کردی به این فیلمت دوباره نگاه کن و از خودت بپرس که ایا حقت خورده بودند وحق داشتی که داد و بیداد کنی ؟ راستش اگر داوران به فیلمت جایزه میدادند من که به ریششان می خندیدم.

فیلم اخراجی ها برای یکبار دیدن هست و اگر تمایلی هم به دوباره دیدن باشد به خاطر کسانی مثل امیرفضلی؛ عبدی و حیایی هست. اینها خود به خود شیرینند و ربطی به شما یا فیلم شما ندارد.بازی کامبیز دیرباز که سوهان اعصاب بود.

ده نمکی عزیز برادر، فکر میکنی که هر استقبالی دلیل بر خوب بودن فیلم یا بر عکس است؟ راستش متر و اندازه خاصی ندارد. و هیچ کدوم دلیل دیگری نیست و ربطی هم به شعور تماشاگر ندارد. با این حساب شما باید گنج قارون بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران باشد که نیست.

همین حالا با یک فیلمنامه ابکی با اقای بهروز وثوقی و خانم گوگوش از هنرمندان محترم سالهای قبل از انقلاب یک فیلم ساخته شود فکر میکنید کسی حریف فروش فیلم میشود؟ ربطی به شعور تماشاگر هم ندارد

مسعود عزیزسالها بعد که پیر شدی در این عالم سینما اگر که بمانی و امیدوارم که بمانی میبینی ورد ها بوده است که نمی دانستی و باید سالهایی می گذشته است که می اموختی.

غولهایی هستند در دنیای سینما که هنوز جایزه نگرفته اند ولی هنوز بزرگند. چماقت را اویزان کن و بزرگی بیاموز ای رزمنده جبهه ها که من دست هر رزمنده ای را با کمال میل میفشارم و بزرگشان میدارم چرا که ناجی من و سرزمین من و خانوده من هستند. مسعود من ترا بدون چماق دوست دارم.

Wednesday, March 7, 2007

پرسپولیس در برابر سایپا












علی دایی به شیث رضایی: اگه پیراهنمو میخوای باید تا آ خر بازی صبر کنی

شیث رضایی به علی دایی: من پیراهنتو نمی خوام. من ...میخوام






Saturday, February 24, 2007

افتخار ایران






افتخار من کسانی هستند که در راه دانش بشری قدم بر می دارند نه آ دمهایی که مدام ورد زبانشان نابودی و قتل و این ملت یا اون ملت هست

Sunday, February 11, 2007

BOMB ON IRAN



EXCELLENT POINT



At a farewell reception at Blair House for the retiring chief of protocol, Don Ensenat, who was President Bush's Yale roommate, the president shook hands with Washington Life Magazine's Soroush Shehabi. "I'm the grandson of one of the late Shah's ministers," said Soroush, "and I simply want to say one U.S. bomb on Iran and the regime we all despise will remain in power for another 20 or 30 years and 70 million Iranians will become radicalized."

"I know," President Bush answered.

"But does Vice President Cheney know?" asked Soroush.

President Bush chuckled and walked away.

فارسیش را اینجا بخونید

Friday, February 9, 2007

حوادث غیر مترقبه


با این فرمایش آقای رییس خیال حوادث غیر مترقبه راحت شد


گفتند که سیل آمده و زلزله با هم
اسباب نجات همگان نیست فراهم
آقای رییس دست به ریشش زد و فرمود
یعنی نشود مشکل ما حل به دعا هم